مدح و مناجات با امام حسن عسکری علیهالسلام
خـانـهای کـه بـرو بـیــا دارد سـر درش ذکـر "إِنَّـمـا" دارد دُور باشد ز هر چه کبر و ریا وسـعـت عـرش کـبـریـا دارد الـــســلام ای تــوسـل مــردم الــســلام ای امــامِ یــازدهــم در هـوای تو شد سرشـته دلم بهترین بخـش سرنـوشت دلم روزگارم بدونِ تو: دوزخ… چـشمهـای تو شد بهـشتِ دلـم دستهـایم به دامـنـت نـرسید من کـجا و عـنـایتِ خورشـید نــور تـو ذرهپــروری کـرده قلب را "بیت العسکری" کرده ای مـــســیــح تـــبـــارِ آلالله نـفـسِ تـو پــیــمـبــری کـرده حَـرمَـت رنـگ کــربـلا دارد کَـرَمـت بـوی مـجـتـبـی دارد بـا نـگــاه تـو وا شـده گــرهام حق بـده پس گدای سـامـرهام خـتـمِ شـیـرینِ اربـعـیـنهـایـم پُر شده از تو قـاب خـاطرهام من دو ششگوشه دیدهام آری ای زلال هــمــیــشـۀ جــاری شعر را جفت و جور کردم من واژههـا را مـرور کـردم من عـرش را دیـدهام میانِ زمین از مـسـیرت عـبور کردم من چشمهایت بهشت قافیه هاست شاه بیت قـصیدههای خداست با تو دیـدیـم بـاب رحـمت را در قـدمهـای تـو صـلابت را ای دعــای پـدر بـرای پـسـر سر کن این انتظار و غیبت را روزی از راه دور مــیآیـــد مـردی از جـنـس نور میآید حـضــرت بــاوقــار ســامـرّا مــرقــدت اعــتـبـار ســامـرّا شوق سـرداب در سـرم دارم ایـن مـنِ بـیقــرارِ ســامـرّا؛ آمـدم کـیـسـه پُـر کـنـم بـبـرم رزق من آمد از مضیفِ حرم |